مولف ناشناخته
304
تاريخ شاهى ( فارسى )
و نيسان ، صورتى از كلمه نيساونيكا كه به عقيدهء من منسوب به سايهء ناهيد و اناهيتاست ، و در واقع اين نيز يكى ديگر از قناتهاى منسوب به ناهيد است . ( رجوع شود به چاپ دوم خاتون هفت قلعه ) . ( 43 ) - ص 178 ، مجمرهء خراب ؛ آيا مقصود بقاياى آتشكده بوده است ؟ ( 44 ) - ص 179 ، فهرج درين كتاب به صورت بهره آمده است و به عقيده من اين نام منسوب به قوم « بهرز » است كه بعدها بارز و پاريز خوانده شده . رجوع شود به مقاله نگارنده ، برزكوه ، مجله هنر و مردم شماره 153 و كوچه هفت پيچ ص 189 . ( 45 ) - ص 179 ، رباط باغين ، هماكنون در سه فرسنگى باغين بين راه رفسنجان به همين نام معروف و مشهور است . ( 46 ) - ص 180 ، كوبنات ، در جاى ديگر همين كتاب كهبنات هم ضبط شده ، در عقد العلى عموما به همين صورت كوهبنات آمده است ، و امروز كوهبنان گويند . ظاهرا صورت جمع كوه بنه تواند باشد . ( 47 ) - ص 183 ، شيرين آغا ، در مورد سفر او به كرمان رجوع شود به سمط العلى ص 55 . ( 48 ) - ص 185 ، ستلمش ، در سمط العلى ساتيلمش ضبط شده است . ( 49 ) - ص 189 ، در ربيع الاول اين سال ( 663 ) « . . . كار حكم و پادشاهى هولاكو خان تمام شد ، و بعد از گذشتن او ، او را آخن خواندند ، و مولانا استاد الدنيا نصير الملة و الدين . . . » اين آخن چيست ؟ در جاى ديگرى كلمه اركن را براى روحانيان بغدادى مىبينيم و جمع آن اراكنه است : من الكهنة و الا راكنه ( عيون - الانباء ) . « از نصارا آنك ايشان اركئون و رهبان و احبار مىخوانند » ( جهانگشاى جوينى ) « علويان و دانشمندان و اركونان و شيخان و . . . » ( رساله خواجه نصير ، چاپ يغمائى ) . آيا اين كلمه با آركنت يونانى و آخوند خودمان ارتباطى تواند داشت ؟